وقتی احساس ترس می کنم به سختی می توانم نفس بکشم.
وقتی که در مدرسه هستم سر درد می گیرم.
دوست ندارم با افرادی که خوب نمی شناسم باشم.
از اینکه جایی خارج از خانه بخوابم می ترسم.
من نگران روابطم با افرادی هستم که مرا دوست دارند.
وقتی که وحشت زده می شوم، احساس بیهوش شدن می کنم
من همیشه هر جا که پدر یا مادرم می روند دنبال آنها میروم.
بقیه به من می گویند که عصبی هستم.
من وقتی به مدرسه می روم، دل درد می گیرم.
وقتی که وحشت زده می شوم، احساس دیوانه شدن می کنم.
از این که تنها بخوابم می ترسم.
از این که تنها بخوابم می ترسم.
وقتی که وحشت زده می شوم، احساس می کنم اشياء اطرافم واقعی نیستند.
همیشه از این که اتفاق بدی برای والدینم بیفتد کابوس می بینم.
از این که به مدرسه برم احساس خوبی ندارم.
وقتی که وحشت زده می شوم قلبم تند تند می زند.
همیشه از این که اتفاق بدی برایم بیفتاد کابوس می بینم.
من همیشه نگران تمام وسایلم هستم.
وقتی که وحشت زده می شوم، خیلی عرق می کنم
من بدون هیچ دلیلی وحشت زده می شوم.
از این که تنها در یک خانه بمانم می ترسم.
وقتی که وحشت زده می شوم احساس خفگی می کنم.
اطرافیانم به من می گویند بیش از حد نگرانم.
از این که حملات عصبی یا اضطرابی داشته باشم می ترسم.
از این که ممکن است اتفاق بدی برای والدینم بیفتد نگرانم.
هنگامی که با افرادی که خوب نمی شناسم باشم احساس خجالت می کنم.
از این که چه اتفاقی ممکن است در آینده بیفتد احساس نگرانی می کنم.
وقتی که وحشت زده می شوم احساس حالت تهوع به من دست می دهد.
همیشه از این که چقدر کارها رو خوب انجام می دهم نگرانم.
از رفتن به مدرسه مي ترسم.
در مورد چیزهایی که قبلا اتفاق افتاده اند، احساس نگرانی دارم.
وقتی که وحشت زده می شوم سرگیجه می گیرم.
وقتی که با بچه های دیگر هستم مجبورم جلوی چشمان آنها کاری انجام دهم؛ عصبی می شوم(به عنوان مثال با صدای بلنده کتاب بخوانم، حرف بزنم، بازی کنم یا ورزش کنم).
وقتی که به مهمانی یا جایی که گروهی از افراد غریبه در آن هستند می روم عصبی می شوم.
وقتی که به مهمانی یا جایی که گروهی از افراد غریبه در آن هستند می روم عصبی می شوم.
گروه تخصصی و فوق تخصصی مغز، اعصاب و روان دکتر پورنامداری
تشخیص اختلالات مرتبط با اضطراب کودکان